...پاورقی فرهنگ و ارتباطات
حرف‌های زده نشده در حوزه معارف اسلامی، دین، حکومت (سیاست‌گذاری عمومی)، جامعه اسلامی، فرهنگ و ارتباطات
شهادت احسان آقاجانی معمار
شهید احسان آقاجانی معمار
دانش‌آموخته ورودی کد ۸۳ معارف اسلامی و اقتصاد دانشگاه امام صادق علیه‌السلام
دانشجوی دکتری اقتصاد دانشگاه امام صادق علیه‌السلام
کارشناس اقتصادی مرکز پژوهش‌های مجلس شورای اسلامی
شهید واقعه تروریستی ۱۷ خرداد ۱۳۹۶؛ حمله گروهی از داعشیان به مجلس شورای اسلامی

به سهم خودم به او تبریک می‌گویم. در راه علم شهید شدن،‌ افتخار بزرگی است.




نوع مطلب: دانشگاه‌امام‌صادق‌علیه‌السلام، خبر و اطلاع‌رسانی، 
برچسب‌ها: دانشجوی شهید احسان آقاجانی معمار، دکتری اقتصاد دانشگاه امام صادق علیه‌السلام، دکتری دانشگاه امام صادق علیه‌السلام، واقعه تروریستی ۱۷ خرداد، مجلس شورای اسلامی، شهدای دانشگاه امام صادق علیه‌السلام، شهدای راه علم،
پیوندهای مرتبط:


مذاکرات مجلس از رادیو پخش می‌شود، اما خوشبختانه کمتر کسی رادیو گوش می‌دهد! تلویزیون معمولا سوتی‌های گسترده مجلس را سانسور می‌کند و تصویر خوب و منطقی از مجلس نمایش می‌دهد. (مثلا جشن نمایندگان در یکشنبه سیاه که توهم زده بودند شاخ غول استکبار جهانی را شکسته اند پس از استیضاح آقای وزیر که صدا و سیما کاملا آن روز را سانسور کرد.)
فکر می‌کنم برای اولین بار یا از معدود دفعاتی است که مذاکرات را تلویزیون (شبکه خبر) پوشش زنده می‌دهد.

نطق‌های مجلس به ویژه مذاکرات مجلس به ویژه مجلس نهم، مایه آبروریزی است. موجی از تنفر از مشی نمایندگان مجلس و اخلاق کودکانه آن‌ها فضای عمومی اینترنت را پر کرده است.

1- ماهیت کثیف برخی سیاستمداران به ویژه برخی نمایندگان مجلس نهم با پخش تلویزیونی و نمایش غیرمصلحت‌اندیشانه و بدون سانسور جلسات علنی روشن خواهد شد و از این جهت خوشحالم.
2- خدا را شکر تلویزیون همیشه این مذاکرات را نشان نمیدهد. آن وقت آبرویی برای مجلس به مثابه یکی از نهادهای بنیادین نظام باقی نمی ماند.

در پلاس نوشتم:
این مجلس که نه،
اما نمایندگان واقعا مایه ننگ ما هستند.

البته منظورم همه نمایندگان نیست.
---
عذرخواهی که وقت شما را با یک چیز منفی گرفتم. برای جبران دعوت میکنم به چهره یک عالم مسلمان نگاه کنید:
دکتر احمد پاکتچی، استاد محبوب دانشگاه امام صادق علیه‌السلام، مدیر گروه قرآن و حدیث، اعجوبه‌ای دوست‌داشتنی (+)
8
1




نوع مطلب: دانشگاه‌امام‌صادق‌علیه‌السلام، معارف‌اسلامی‌وفرهنگ‌وارتباطات، 
برچسب‌ها: استاد دکتر احمد پاکتچی، عکس، مجلس شورای اسلامی، سازمان صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران،
پیوندهای مرتبط:


دشمنان را زیر پا نه، زیر یک بند انگشتمان له می‌کنیم!
طرح قشنگی است از دوست دوران ابتدایی‌، راهنمایی و دبیرستانم: یونس وحدانی
دشمنان را زیر پا نه، زیر یک بند انگشتمان له می‌کنیم!

نعمت باارزشی است جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی که همه، احساس وظیفه می‌کنند و به سهم خود در سرنوشت سیاسی اجتماعی مشارکت می‌کنند.



یک روز برای حفظ اسلام، لازم بود مادرها جوان‌های‌شان را، نوعروسان، تازه‌دامادهای‌شان را،.... فدا کنند؛
امروز تنها یک بند انگشت کافی‌ست؛ ما در شرایط فتح بدر و خیبریم.




نوع مطلب: جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی، اجتماعی‌سیاسی، 
برچسب‌ها: طرح گرافیکی، حفظ اسلام، انتخابات، دشمن، شرایط فتح بدر و خیبر، وظیفه شناسی، رای دادتن، مجلس شورای اسلامی، انتخابات دوازده اسفند 1390، یونس وحدانی،
پیوندهای مرتبط:


در انتظار شهدای علوم انسانیچرا یک دانشمند علوم انسانی شهید نمی‌شود؟

در انتظار شهدای تنگه احد انقلاب اسلامی

پاورقی‌نویس فرهنگ و ارتباطات

کارشناسی‌ارشد معارف اسلامی و فرهنگ و ارتباطات

www.PavaraQi.ir

اشاره:

بعد از ترورهای اول انقلاب (چه ترور شخصیت‌های دینی و انقلابی و چه ترورهای کور)، موج جدید ترورها متوجه دانشمندان شده است. تحلیل گفتمانی اختصاص ترورها به بعضی حوزه‌های علم، ما را به یک سوال جدی می‌رساند: «چرا کسی از اهالی علوم انسانی ترور نمی‌شود؟»


تنگه احد، یعنی نقطه ضعف ما

معنای لغوی تنگه احد، اشاره به یک رویداد تاریخی دارد که در ادامه خواهید خواند. اما این روزها معنای اصطلاحی آن خیلی به کار می‌رود. نقاط ضعف هر مجموعه را، تنگه احد آن مجموعه می‌نامند. اما واقعا چرا به نقاط ضعف هر مجموعه، تنگه احد می‌‌گن؟ مروری بر زمینه فرهنگی و ریشه تاریخی می‌تواند کمک بزرگی باشد تا به جواب این سوال برسیم.

 

داستان تنگه احد چه بود؟

داستان به صدر اسلام بر می‌گردد. پس از پیروزی غرورانگیز بدر، مشرکان مکه، جنگ احد را راه انداختند. پیروزی در احد هم از آن سپاه اسلام بود اگر...

فرمانده سپاه اسلام، حضرت رسول اعظم، عده‌ای را مامور به حضور در تنگه احد کرده بود که فکر عبور از تنگه و دور زدن مسلمانان، به سر سپاه شرک و کفر نیفتند. ماموریت آسانی بود. کافی بود صرفا مثل چوب‌های خشک در تنگه می‌ایستادند. اما همین ماموریت ساده را انجام ندادند تا یکی از بزرگ‌ترین ضربه‌ها به سپاه اسلام در تاریخ وارد شد. جمع‌آوری غنایم به حضور در پست نگهبانی تنگه احد ترجیح داده شد و شد آن‌چه نباید می‌شد.

 

پس، تنگه احد، نقطه ضعف ما نیست!

همان‌طور که دیدیدم، تنگه احد نقطه ضعف ما نیست؛ بلکه نقطه‌ آسیب‌پذیر ماست. بهتر بگوییم: نقطه‌ای که به سبب پاره‌ای غفلت‌ها و خیانت‌ها آسیب‌پذیر شده است. وگرنه ما که حواسمون هست، دشمن احتمالا از اون نقطه به ما ضربه می‌زنه و مراقبت از اون هم کاری نداره! نقطه‌ای که نیاز داریم بهش توجه کنیم. اگر خوب کار نکنیم، می‌شه نقطه ضعف و تنگه احد.

 

علوم انسانی در مقایسه با علوم پزشکی، فنی و مهندسی

قبل انقلاب، تصور همگان چنین بود که ما در زمینه‌های پزشکی، فنی و مهندسی خیلی از دنیا عقبیم و باید نیم قرن کار کنیم تا عقب‌ماندگی‌ها را جبران کنیم. اما همه باور داشتند که در زمینه علوم انسانی، حرف حق خودمان را در حوزه‌های مختلف حقوق، اقتصاد و... به راحتی می‌توانیم صادر کنیم و درستی اندیشه‌های اسلامی را به جهانیان بقبولانیم. اما بعد از گذشت سه دهه، کاملا وضع بر عکس شده است. هسته‌ای، نانو، لیزر و چیزهایی که اسم‌شان را بلد نیستیم، به راحتی تولید انبوه و صنعتی می‌رسند اما جدیدترین خبر حوزه دانشگاهی علوم انسانی، هم‌چنان تاکید بر بازنگری سرفصل‌های کتاب‌های درسی متناسب با بوم ایرانی اسلامی است! (یعنی خارجی‌ها که هیچ، یه کاری کنیم جوون‌های خودمون از دست نرن!)

 

علوم انسانی، تنگه احد انقلاب اسلامی

آیت‌الله حائری شیرازی نماینده مجلس خبرگان رهبری، این تشبیه تنگه احد انقلاب اسلامی را برای علوم انسانی به کار برده‌اند که مورد استقبال اهالی علوم انسانی هم قرار گرفته است!

تنگه احد انقلاب اسلامی، تعبیر قشنگی است. علوم انسانی نقطه نیاز، ضعف و آسیب‌پذیری ماست. البته من جرات نمی‌گم به اهالی علوم انسانی تهمت غفلت یا خیانت بزنم. ان‌شاءالله همه مشکلات و عقب‌ماندگی‌ها مربوط به دشواری‌های علوم انسانی است و اهالی تنگه، آن را رها نکرده‌اند و به دنبال غنیمت نرفته‌اند.

 

قرار بود بمب اتم باشیم

اما باز هم یک سوال، بی‌پاسخ می‌ماند. چرا کسی از دانشمندان علوم انسانی، ترور و شهید نمی‌شود؟

در شماره 60 مجله حیات، پروند ویژه انتخابات مجلس خواندم که چون نمایندگان مجلس، خطری برای دشمنان ندارند، دیگر نمایندگان مجلس ترور نمی‌شوند و تنها دانشمندان ترور می‌شوند.

بی‌شک این علوم انسانی فعلی، خطری برای دشمن ندارد. ما با قواعدی که دشمن تعریف کرده است، در زمینی که دشمن تعریف کرده است بازی می‌کنیم. اما قرار بود ما یک بمب اتم باشیم. هر جوان علوم انسانی‌خوانده باید به مراتب خطرناک‌تر از بمب اتم باشد. بمب اتم قادر است یک شهر را به هم بریزد، اما علوم انسانی قادر است جهانی را به هم بریزد. مگر مارکس، جهان را به هم نریخت؟ مگر تئوری ولایت فقیه امام، جهان را به هم نریخت؟

به امید آن روز که دانشمندان علوم انسانی، این اهالی تنگه احد انقلاب اسلامی هم شهید شوند!

بازنشر در: انصار نیوز (بدون ذکر منبع)





نوع مطلب: جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی، دانشگاه‌امام‌صادق‌علیه‌السلام، 
برچسب‌ها: شهادت، شهدای علمی، علوم انسانی، شهدای علوم انسانی، دانشمندان جوان شهید، تنگه احد انقلاب اسلامی، آسیب شناسی انقلاب اسلامی، یادداشتهای من برای حیات، ترور، ترورشناسی، انقلاب اسلامی ایران، ترور دانشمندان، تنگه احد، تاریخ صدر اسلام، تاریخ اسلام، غزوه احد، نقاط ضعف، غزوه بدر، مشرکان مکه، غنیمت، انقلاب اسلامی و علوم انسانی، آیت الله حائری شیرازی، بمب اتم، انتخابات مجلس، مجلس شورای اسلامی، نمایندگان مجلس شورای اسلامی، ترور نمایندگان مجلس، خطر علوم انسانی، علوم انسانی اسلامی، مارکس، رهبر معظم انقلاب ولی معظم فقیه حضرت آیت الله العظمی امام سید روح‌الله مصطفوی الموسوی الخمینی، تئوری ولایت فقیه، ولایت فقیه، نظریه ولایت فقیه امام،
پیوندهای مرتبط:


قانونی که مجلس تصویب کرد
واقعا نمی دونم این چه استدلالی بود که در مجلس شورای اسلامی مطرح شد: اگر قائل به حق تالیف هستیم، پس چرا فقط 50 سال؟!
پاسخ خیلی ساده است:
حق تالیف برای مولف است و ربطی به ورثه ندارد! از فضل پدر، پسر را په حاصل؟
فرض کنید، الان سید حسین خمینی می شد ناشر اندیشه های امام!
حالا علی فریمانی یه چیز!
من با یک روز این حق انحصاری برای ورثه مخالفم، یعنی چی الان که شهید آوینی نیست، خانواده اش هم توانایی انتشار کتبش را نداره و این یعنی دفن اندیشه های شهید آوینی. (همسر شهید به انتشارات ساقی هم دیگر اجازه انتشار کتب این شهید عزیز را نداده اند.)
دو ترم درسی داشتیم به حقوق فرهنگ و ارتباطات. اتفاقا همانجا هم این مباحث پیش آمد. البته خوب یادم است استادمان خاطره ای را مطرح کرد:
«از امام استفتاء شد که انتشارات X کتاب کافی شیخ کلینی را منتشر کرده. آیا دیگر انتشاراتی هم می توانند منتشر کنند یا بنا به قانون مولفان و مصنفان کس دیگری نمی تواند منتشر کند؟ نظر امام این بود که خیلی سال گذشته و الان همه می توانند منتشر کنند و معنی ندارد که یکی ادعای انحصار بکند.»
پس ما الان با یک خطر جدی مواجهیم که به حبس و دفن اندیشه ها می انجامد: تصور کنید اندیشه های همه اندیشمندان طبق همین قانون به فنا برود و می رود. ما صبحبت از بازتولید علمی اندیشه های اندیشمندان داریم در حالی که ورثه از پخش و توزیع مناسب اندیشه ها هم ناتوانند. نمونه بارز آن فرزند شهید مطهری که می گوید حمایت دولتی نشده ایم! 
تقریبا همه چهره های دانشگاه امام صادق علیه السلام با این قانون انحصاری مخالفت کرده اند: آیت الله مهدوی کنی، حجت الاسلام دکتر مصباحی مقدم، دکتر افتخاری (معاونت پژوهشی)، دکتر هاشمی گلپایگانی (رئیس بخش معارف و مسئول دیرینه طرح شهید مطهری و تفسیر)، حجت الاسلام دکتر حسین سوزنچی و ...
بحث حفظ اندیشه ها از تحریف هم به راحتی قابل حل است: برای اندیشمندان در زمان حیاتشان بنیاد می سازیم. یک بنیاد با هیئت علمی. هر کسی هم خواست چیزی چاپ کند، از بنیاد تاییدیه می گیرد و یا بنیاد اصلاحات مربوطه را انجام می دهد.این بنیاد متولی بازتولید علمی اندیشه ها هم خواهد بود. این طور، جامعه علمی کشور، انتشارات صدرا به خیانت در اندیشه های شهید مطهری هم متهم نمی کند.
نکته آخر: این قانون حمایت از مولفان و مصنفان و اینها قابل تسری به تمام اقسام مالکیت معنوی است. دیر یا زود این موضوع به واقعیت خواهد پیوست. آن وقت، جمله ها و سخنرانی های شهید همت و باکری هم متعلق به خانواده ایشان خواهد شد و برای انتشار آنها دچار مشکل خواهیم شد. فرزندان ناخلف شهید بهشتی (فرض کنیم ناخلف) به انتشار گزینشی اندیشه های پدرشان روی خواهند آورد.
اللهم اجعل عواقب امورنا خیرا!




نوع مطلب: یادداشت‌های علمی، معارف‌اسلامی‌وفرهنگ‌وارتباطات، جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی، دانشگاه‌امام‌صادق‌علیه‌السلام، 
برچسب‌ها: مجلس شورای اسلامی، قانون حمایت از مولفان و مصنفان و ...، درس حقوق فرهنگ و ارتباطات، حقوق فرهنگ و ارتباطات، مالکیت معنوی، تحریف اندیشه ها، انتشارات صدرا، شهید سید مرتضی آوینی، حق تالیف، 30 سال، 50 سال، علی فریمانی، سیدحسین خمینی، حق انحصاری ورثه، انتشارات ساقی، امام خمینی سلام الله علیه، کتاب اصول کافی، شیخ کلینی، بنیادسازی، بنیاد، استاد شهید مرتضی مطهری، آیت الله محمدرضا مهدوی کنی، استاد حجت الاسلام دکتر غلامرضا مصباحی مقدم، استاد دکتر اصغر افتخاری، استاد دکتر سیدمحمدصالح هاشمی گلپایگانی، استاد حجت الاسلام دکتر حسین سوزنچی، طرح مطالعاتی اندیشه های شهید مطهری، شهید محمدابراهیم همت، شهید باکری، آیت الله شهید محمدحسین بهشتی،
پیوندهای مرتبط:


این اتفاقات اخیر ما را بر آن داشت که کوتاه و اجمالی مبانی حکومتی اسلام یا تئوری حکومت در اسلام را به زبان ساده بیان کنیم!

یک مثال:

«ولی» (مقام ولایت) کسی است که اگر به شما گفت: «زن رسمی و شرعی شما از امشب بر شما حرام است و حق آمیزش ندارید، شما هم چنین حقی ندارید! و اگر آمیزش کنید، عذاب الهی را خریده اید!»

ولی فقیه کیست؟ از عدم ولایت تا ولایت مطلقه فقیه

در یک نگاه هیچ انسانی چنین حق و حقوقی را به کس دیگری نمی دهد! ولی شیعه اعتقاد دارد که خدا و پیامبر و امام معصوم هم چنین حقی را دارند. چرایی چنین حقی روشن است. در عصر غیبت امام معصوم، اتفاق علمای شیعه به ولایت فقیه معتقدند. (بجز معطله که به تعطیلی حکومت در عصر غیبت معتقدند. دست روی دست بذار تا امام زمانت بیاد!) براساس منابع اسلامی اختیارات ولی فقیه در عصر غیبت به  ما لایرضی الشارع بترکه تعبیر می شود. اجرای حدود (قضایی) و اموری چون سرپرستی یتیم و اموری که از آن تعبیر به حسبه می شود، از مواردی است که همه علما اختیار آن را به ولی فقیه سپرده اند. اینجا علمای شیعه دو دسته می شوند. گروهی به ولایت مقیده می رسند و گروهی به ولایت مطلقه. در طول شیعه آنقدر تحت فشار بوده که فرصت و قدرت تشکیل حکومت نداشته. در مشروطه که فرصت پدید آمد، قاطبه علما طرفدار ولایت مقیده بودند. در عصر فعلی، عصر امام خمینی، امام ولایت مطلقه را آبرو بخشید و با آن زمینه عجیب ترین حکومت قرن بیستم را فراهم آورد. تفاوت ولایت مقیده با مطلقه در این است ولایت مقیده ای ها از امور حسبه حکومت نمی رسند. آنها در واقع اعتقاد دارند که حکومت حق امام معصوم است و حتی اگر یک فقیه بر مسند حکومت تکیه زند، آن را غصب کرده است. منتهی می گویند حکومت مثل کنیز سیاه است که گرچه سیاهی آن را نمی توان کاری کرد، کثیفی آن را می توان برطرف کرد. (حکومت به هر حال، غاصب حق امام معصوم است ولی می توان با تشکیل نهادهای نظارتی مثل مجلس مشروطه خواهان از ظلم حکومت به مردم کاست.) چون امروز کسی سر مقیده یا معطله بحثی ندارد و همه ما ولایت مطلقه را پذیرفته اند، به همین اکتفا می کنم که در ولایت فقیه مطلقه مثل جمهوری اسلامی ایرانی که امام خمینی تئوریسین آن بود، تشکیل حکومت در عصر غیبت مهمترین هدفش زمینه سازی برای ظهور است. (دیگر بحث نمی کنم که اشتباه آنانی که معطله بودند یا مقیده چیست و چه شده است که امروز همه به مطلقه معتقدند.)

شرایط ولی فقیه

ولی فقیه حقوق زیادی داشت، نه؟ به همین دلیل هرکسی نمی تواند ولی فقیه شود. نائب امام زمان شدن، آسان نیست. (به همین دلیل است که برای رهبری انتخابات برگزار نمی شود.) بر ولی فقیه که لاجرم عالم ترین و عادل ترین فقیه از بین فقهای موجود هر عصر خواهد بود واجب است که تشکیل حکومت دهد. امروز در نظام اسلامی ایران، تشخیص مصداقی ولی فقیه برای معرفی به مردم به مجلس خبرگان گذاشته شده است. ولی فقیه نمی تواند براساس هوا و هوس حکم کند. ولی فقیه اگر از عادل ترین (کسی که گناه کبیره نکند و بر صغیره هم اصرار نورزد.) و عالم ترین نباشد، خود به خود از مقامش منعزل می شود.

چند نکته دیگر: نقدی بر نظام های دموکراسی

در نظام اسلامی، همه چیز هم با رهبری نیست. بسیاری از امور هست که به سلیقه و انتخاب مردم است و خودشان باید به آن بپردازند و اینطور نیست که بنشینند و حکومت بیاید تصمیم بگیرد. انتصاب رئیس قوه قضائیه توسط رهبری که مثل روز روشن است. قوانین مصوب مجلس هم اعتبار خود را از رهبری گرفته است. یعنی هر روز که رهبری اراده کند، مجلس هیچ کاره مملکت می شود. درستش هم هست. قانونگذار خداست. طبق اعتقاد شیعه هم پیامبر و امام قوانین الهی را بیان می کنند. ولایت فقیه هم بر اساس روش شناسی فقهی، احکام الهی را اجرا می کند و مهم ترین مبنای تشکیل حکومت هم همین اجرای احکام الهی است. از طرف دیگر، این نمایندگان مجلس که خیلی هاشان با 10 هزار رای وارد مجلس شدند، نهایتا نماینده همان 10 هزار نفرند و نه جمعیت 70 میلیونی ایران! و نمی توانند به خاطر 10 هزار نفر هوادار یا بیشتر، برای 70 میلیون نفر قانون تصویب کنند و 70 میلیون را محدود کنند! رئیس جمهور هم مثل نمایندگان است. فرقی نمی کند. رئیس جمهور نهایتا نماینده 24 میلیون، و در فرض تخیلی 46 میلیون (کل شرکت کنندگان) است. اصلا نماینده هر 70 میلیون فعلی باشد. نماینده جمعیتی که بعدا به دنیا می آیند که نیست! به چه حقی برای تصمیم می گیرد؟ اصولا همه نظامهای دموکراسی، اگر کمی واقعی تر نگاه کنیم، هیچ مشروعیتی برای ساده ترین مثل چراغ قرمز هم ندارند! به چه حقی مردم را محدود می کنند و قانون می گذارند؟ در نظام اسلامی، این مشکل با اعتبار و مشروعیت بخشی از بالا (تنفیذ حکم ریاست جمهوری) حل شده است. معنی فصل الخطاب حکم رهبری هم همین است. شما با حکم پیامبر نمی توانی مخالفت کنی، چون حکم خداست. حکم رهبری هم همین گونه است. (البته توجه دارید که همه کلامهای رهبری لزوما حکم فقهی نیست. گاهی حکم اخلاقی است، گاهی هم بحث حکومتی نیست و .... ) به هر حال، همه افرادی که جزیی از حکومت اسلامی هستند، مشروعیت خود را از رهبری می گیرند. وگرنه، مردم که حتی سرپرستی خودشان هم با خودشان نیست. (در سطحی از بحث، ولایت و سرپرستی با خداست که سیر آن تا ولی فقیه را رفتیم، در سطوحی دیگر، مثلا دختر بدون اجازه پدر نمی تواند ازدواج کند، یا فرزند بدون رضایت والدین نمی تواند روزه مستحبی ...) نظریه وکالت فقیه هم به همین راحتی رد می شود. مردم چه چیزی از آن خود دارند که آن را به فقیه بدهند تا در آن امور وکیل آنها باشد؟ مثلا اجرای حدود و اینها که با مردم نیست که یکی را به اسم ولی فقیه وکیل خود کنند که او جای آنها انجام دهد. اتفاقا وظیفه ولی فقیه است که طی سلسله مراتبی در سه قوه توزیع شده است. البته مردم نقش مهمی در مشروعیت حکومت دارند و در آن شکی نیست. منتهی اینجا تا حالا در مورد نقش ولی فقیه بود که باید پررنگ توضیح می دادیم.

نقش و جایگاه مردم در حکومت اسلامی و حکومتهای غربی

اما نقش و جایگاه مردم در حکومت اسلامی: برخی دوست دارند طوری تاریخ را بیان کنند که از آن نتیجه بگیرند که اسلام طرفدار دموکراسی است. دموکراسی که ذاتا مشکل دارد و یه عده ای که امروزه واقعا اقلیت هستند نمی توانند برای همه تصمیم بگیرند. (اگر 80 درصد مردم واجد شرایط باشند، معمول مشارکت در نظام های دموکراتیک 30 درصد است که ما 50 درصد فرض می کنیم. یعنی 50 درصد هشتاد درصد می شود 40 درصد. 40 درصد کل مردم در انتخابات شرکت می کنند که از 40 درصد مثلا کاندیدایی با 75 درصد پیروز می شود! یعنی 30 درصد کل مردم. در این مثل به طور آشکار 70 درصد مردم هیچ گونه وکالتی به رئیس جمهور انتخاب شده، نداده اند!) برخی به ماجرای به حکومت رسیدن امیر مومنان علی در مدینه اشاره می کنند که مردم از جاهای مختلف حضور داشتند و از حضرت خواستند که حاکم شوند. واقعیت این است که آن جمع مردم مدینه بودند و تعدادی از شهرهای دیگر! آنها هم هیچ گونه نمایندگی از شهرهای خود نداشتند. از خیلی از شهر ها هم کسی حضور نداشت. به طور آشکاری خبری از اکثریت جهان اسلام هم نیست! اقلیتی در مدینه علی علیه السلام را به حکومت وادار کردند. در ادامه هم در کوفه حضرت را می بینیم که خطبه می خواند و می گوید که فقط کوفه در دست من مانده است و آنهم این چنین که وقتی دعوت به جهاد می کند و ان قدر خطبه حماسی می خواند فقط 300 نفر داوطلب جهاد می شوند. ولی حضرت که هیچ گونه پایگاهی در میان مردم ندارد، (همه تحت تاثیر اغواگری معاویه و به تعبیر به مصداق امروزی bbc قرار گرفته اند) حکومت را تحویل نمی دهد. توجه کردید: مشروعیت حکومت با حضور حداقلی مردم آغاز شد، تا یک سال هیچ تلاشی هم برای بیعت مردم شام نشد، با حضور حداقلی مردم کوفه هم ادامه یافت. واقعا دردناک بود که علمای بزرگ مدینه (بلا تشبیه آیات عظام قم) از حضرت حمایت نمی کردند و با سکوت خود به گروه قاعدین پیوسته و به باطل کمک کردند! بله! اگر حمایت مردم نباشد، حکومت اسلامی و حتی قیام و اقدام برای تشکیل حکومت نخواهد بود. ولی این مردم قرار نیست، اکثریت مردم باشد. همین که تعدادی از جان و دل از امام و ولی زمانه دفاع می کند، امام و ولی زمانه هم وظیفه دارد و بر او واجب است که از حق حکومت کوتاه نیاید. کما اینکه ائمه در مثالهای مختلف تعداد یاران مورد نیاز خود را به تعداد انگشتان دست، هفده عدد، چهل عدد و ... بیان کرده اند که به نظر می رسد، با توجه به شرایط و قدرت جناح مخالف این عدد متغیر است. حکومت اسلامی مردمی است به این معنا که ولی از قدرت تکوینی خود (معجزه) در امر حکومت و تشکیل و پاسداری آن استفاده نمی کند و این حضور مردم است که آن را بیمه می کند. پس مخالفت تعدادی خس و خاشاک و نیز چند رجل سیاسی و حتی مذهبی و یا مشابه انها خللی در حکومت ایجاد نمی کند. حق حکومت بر مردم از جانب خدا به ولی (پیامبر، امام، ولی فقیه اعلم و عادل ترین زمان) سپرده شده است. همان گونه که پیامبر برای افزایش مشارکت و نقش مردم، به تعبیری برای رشد مردم، به مردم نقش های مشورتی و اجرایی و حتی قضایی می داد، ولی فقیه زمانه ما نیز برای ایجاد حس مشارکت مردم در امور مختلف به آنها حق رای داده است و انها را وارد حکومت کرده تا بر اساس اسلام همه از یک زندگی خوب و سالم لذت ببریم!

گفتنی ها از ولی فقیه و حکومت اسلامی و مردم فراوان است و وقت آزادی بیشتری می طلبد و همین فضای آرام که از حرفها برداشتهای سیاسی نشود و بهتر فهمیده شود.

بعد التحریر:

 در بررسی بازدیدهای سایت وبلاگ پاورقی متوجه شدم، یكی این عبارت را سرچ كرده و این صفحه را مشاهده كرده: " آیا ولایت مطلقه فقیه به این معناست كه اگر رهبر گفت ماست سیاه است بپذیریم" از تعجب شاخ در آوردم! خوب یادم است كه مقام معظم رهبری در دیدار غدیر 84 به این مضمون گفتند كه اگر شما دانشگاهیان به نتیجه ای رسیدید، من رهبری در آن نظر علمی تان پیرو شما هستم. این مثال حرام شدن زن كه در بالا زدیم از باب لزوم ولایت پذیری بود به خاطر مشروعیت شرعی آن (و نه قانون اساسی و غیر آن) مثال آن هم مثلا وقتی است كه آن زنی كه با وی ازدواج كردیم، بفهمیم كه مثلا شوهرش زنده است، از محارم ماست و ... تبعیت غیرمنطقی و احمقانه از ولایت فقیه كه مبنایی ندارد و منظور كسی نیست جز آنانی كه ولایت فقیه را نمی فهمند و فقط به خاطر قانون اساسی به ولایت فقیه احترام می گذارند.





نوع مطلب: یادداشت‌های علمی، جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی، 
برچسب‌ها: حکومت اسلامی، تئوری های حکومت اسلامی، ولی فقیه، نقش و جایگاه ولی فقیه، نقش و جایگاه مردم، مبانی حکومتی اسلامی، تئوری حکومت در اسلام، ولی، مقام ولایت، عصر غیبت، پیامبر، امام معصوم، علمای شیعه، ولایت مطلقه فقیه، ولایت مقیده فقیه، معطله، امام زمان، شیعه، تشکیل حکومت، امام خمینی، قرن بیستم، امور حسبه، غصب حکومت، حکومت، ظلم، مشروطه، علمای مشروطه، مشروطه خواهان، نهادهای نظارتی، جمهوری اسلامی، ایران، ظهور، زمینه سازی ظهور، نائب امام زمان، انتخابات، رهبری، اعلم، عالم ترین، عادل ترین، فقها، وجوب تشکیل حکومت، مجلس خبرگان رهبری، گناه کبیره، گناه صغیره، عدالت، نظام اسلامی، انتخاب مردم، مردم، قوه قضائیه، رئیس قوه قضائیه، قوانین مجلس، مجلس شورای اسلامی، نمایندگی، نمایندگان مجلس شورای اسلامی، قانون، قانونگذار، خدا، روش شناسی فقهی، احکام الهی، دموکراسی، نقد دموکراسی، رئیس جمهور، نظام های دموکراسی، تنفیذ حکم، مشروعیت، سرپرستی، ولایت، روزه مستحبی، وکالت فقیه، نظریه وکالت فقیه، ازدواج، تاریخ، اقلیت، اکثریت، نظام های دموکراتیک، مشارکت مردم، امیرمومنان علی، امام علی، مدینه، مردم مدینه، علمای مدینه، کوفه، خطبه، جهاد، معاویه، bbc، بیعت، مردم شام، شام، مردم کوفه، آیات عظام قم، قم، سکوت، قاعدین، باطل، حق، قیام، دفاع، ائمه، انگشتان، هفده، حکومت مردمی، قدرت تکوینی، معجزه، خس و خاشاک، رجل سیاسی، مخالفت با حکومت اسلامی، رشد مردم، رای، حق رای، ماست سیاه، ولایت فقیه، ولایت مطلقه، ولایت مطلقه فقیه، غدیر84، دانشگاه، دانشگاهیان، ولایت پذیری، قانون اساسی، مشروعیت شرعی،
پیوندهای مرتبط:




درباره وبلاگ

*وب‌نوشت حمید درویشی شاهکلائی،
*متولد شیرگاه (سوادکوه شمالی) مازندران،
*دانش‌آموخته دوره سوم کارشناسی ارشد پیوسته رشته «معارف اسلامی و فرهنگ و ارتباطات» دانشگاه امام صادق علیه السلام.
*دانشجوی پنجمین دوره دکتری فرهنگ و ارتباطات دانشگاه امام صادق علیه‌السلام.
*اولین «رتبه یک» کنکور سراسری دکتری علوم ارتباطات (1390).
*مؤسس قرارگاه نشریات حیات و سردبیر سابق ماه‌نامه فرهنگی سیاسی حیات، نشریه بسیج دانشجویی دانشگاه امام صادق علیه السلام، سال بیست و یکم و بیست و دوم.
*معاون سابق آموزش و معاون سابق ارتباطات مرکز آموزش‌های مجازی بسیج مستضعفین
*پژوهش‌گر برتر مرکز مطالعات راهبردی تربیت اسلامی (1394)
*با افتخارتر از همه: برادرزاده سردار سپاه اسلام، پاسدار شهید برزو درویشی.
* وبلاگ پاورقی فرهنگ و ارتباطات به متن‎‌ها و حاشیه‌های فرهنگ و ارتباطات با اولویت انقلاب اسلامی و علاقه نویسنده می‌پردازد.

مدیر وبلاگ : مدیر وبنوشت
پیوندهای روزانه
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین روزآمد :