...پاورقی فرهنگ و ارتباطات

حرف‌های زده نشده در حوزه معارف اسلامی، دین، حکومت (سیاست‌گذاری عمومی)، جامعه اسلامی، فرهنگ و ارتباطات

پنجشنبه 30 تیر 1390

«امام خامنه ایهرچه ما پیش برویم، احتیاج ما به كتاب بیشتر خواهد شد. این كه كسى تصور كند با پدید آمدن وسائل ارتباط جمعىِ جدید و نوظهور، كتاب منزوى خواهد شد، خطاست. كتاب روزبه‌روز در جامعه‌ى بشرى اهمیت بیشترى پیدا میكند. ابزارهاى نوظهور مهمترین هنرشان این است كه مضمون كتابها و محتواى كتابها و خود كتابها را راحت و آسان منتقل كنند. جاى كتاب را هیچ چیزى نمیگیرد.»
1390/4/129

  • یادداشت مرتبطی از پروفسور مولانا منتشره در سایت آقا:

  • نظرات() 
  • دوشنبه 9 خرداد 1390

    تهاجم فرهنگی با چیپس
    1- اواخر هفته قبل، یعنی هفته سیزدهم آموزشی، اردوی فرهنگی تفریحی اردبیل توسط اداره فرهنگی دانشگاه ما برگزار شد. کاری به این اردو ندارم. چون رشته ام فرهنگ و ارتباطاته، بد نیست کمی درباره فرهنگ و کار فرهنگی حرف بزنم.
    چیپس یک محصول فرهنگی است
    2- وقتی می گویند فرهنگ، معانی مختلفی ممکن است مراد باشد. مثلا گاهی فرهنگ را مقابل طبیعت قرار می دهند. «نه طبیعت» می شود فرهنگ. مثلا «باران»، طبیعت است اما «چتر» فرهنگ است. چتر، یک محصول فرهنگی است زیرا دخالت انسان در طبیعت است. یک مثال دیگه: لباس یک محصول فرهنگی است که برای غلبه بر طبیعت توسط انسان به شیوه های مختلف به کار گرفته می شود. مثالی دیگر: سیب زمینی طبیعت است اما چیپس فرهنگ است چون بشر آن را دستکاری کرده است. چیپس یک محصول فرهنگی است. با چیپس (محصولات فرهنگی) می توان تهاجم فرهنگی کرد و فرهنگ یک جامعه ای را عوض کرد.  همان طور که با فست فودها، آپارتمان نشینی، ماشین سواری و ... این اتفاق افتاده است. لباس را یادتان هست که یک محصول فرهنگی بود؟ پوشیدن لباس های یک فرهنگ دیگر، نمونه های این تهاجم فرهنگی است.
    2.5- (البته بهتر است بگوییم اشاعه یا تبادل فرهنگی. اما گاهی موضوع تهاجم فرهنگی است. بی شک وقتی یک فرهنگی در مقابل نفوذ مظاهر فرهنگ دیگر از خود، دفاع می کند، ما با تهاجم فرهنگی مواجهیم و اشاعه نامیدن آن خود فریبی است.)
    3- اجمالا می توان گفت که فرهنگ، یعنی دستاوردهای معنوی بشر. معمولا به وجه مادی دستاوردهای بشری تمدن می گویند. این تعاریف وحی منزل نیستند و برخی از فرهنگ مادی هم سخن می گویند. مثل معماری.
    4- در معانی تخصصی تر، این دستاوردها باید بین جمعی مشترک باشند. یعنی تعدادی از انسانها (مثلا یک گروه دوستی) این ویژگی های معنوی را داشته باشند. به تعبیری بین آنها «رسم» باشد. آداب و رسوم یعنی فرهنگ.
    5- فرهنگ، آموختنی است. فرهنگ با آموزشهای مستقیم و غیر مستقیم، سینه به سینه یا از طریق وسایل ارتباط جمعی و یا هر شیوه ای که فکرش را بکنید، از فردی به فرد دیگر آموزش داده می شود. فرهنگ، اکتسابی است. آمریکایی ها بر خلاف اروپایی ها به هر کسی که ارزشهای آنها را اکتساب کند (یاد بگیرد) آمریکایی می گویند. چه سرخ باشد و چه سیاه و چه بهتر که سفید باشد.
    6- پس منظور ما از فرهنگ، ارزشها، هنجارها، قوانین، باورها و ... هستند که بین جمعی از انسانها مشترکند و می شه اونا را به دیگران آموزش داد.
     شماره های بعدی ان شاء الله ناظر به کار فرهنگی و کار فرهنگی در اردوها خواهد بود که در پستهای بعدی تقدیم خواهد شد.

  • نظرات() 
  • پاورقی را در پیام‌رسان ایرانی بله دنبال کنید filesell درباره من و وبلاگم

    آخرین مطالب



    آمار وبلاگ

    • کل بازدید :
    • بازدید امروز :
    • بازدید دیروز :
    • بازدید این ماه :
    • بازدید ماه قبل :
    • تعداد کل مطالب :
    • آخرین بازدید :
    • آخرین روزآمد :

    اَبر برچسب‌های پاورقی



    قفسه؛ کوتاه‌نوشت‌های من درباره کتاب‌هایی که خوانده‌ام
    ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

    شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو