فیلم و سریال خوب چه فیلم و سریالی است؟
فیلم و سریال اسلامی، چه فیلم و سریالی است؟
انقلاب اسلامی که قرار بود از رسانه ها برای مقابله با تهاجم دشمن استفاده کند، چگونه فیلم و سریالی باید بسازد؟
فیلم و سریال متناسب با اهداف تبلغی، آرمانی و ... انقلاب اسلامی ایران، چه ویژگی هایی باید داشته باشد؟ تعریف فیلم و سریال انقلابی (ایرانی و اسلامی) چیست؟
محتوای فیلم و سریال مورد پسند انقلاب چیست؟
حق مخاطب (مردم) از فیلم و سریالی که در یک جامعه اسلامی تولید می شود، چیست؟
جایگاه پسند مخاطب کجاست؟
آیا صدا و سیما می تواند پسند مخاطب را نشانه ای دال بر موفقیت خویش (تحقق بخشی از اهداف آن سازمان به مثابه رسانه انقلاب اسلامی) قلمداد کند؟
مسئولیت اجتماعی در فیلم و سریال سازی چگونه باید باشد؟
تکنیک ها و فنون کارگردانی و بازیگری، در فیلم و سریال تا کجا مهم هستند و باید رعایت شوند؟

سوالاتی از این دست، حداقل برای ما فرهنگ و ارتباطاتی های دانشگاه امام صادق علیه السلام که برای خودمان رسالت تبیین تئوری های اسلامی برای حکومت اسلامی می بینیم، مطرح می شود. البته با وجود سریالی چون «یوسف پیامبر» و فیلمی چون «اخراجی ها» این سوالها ممکن است برای همه پیش آید!
  ارائه پاسخ علمی به این سوالها، یقینا محتاج کار پژوهشی و به کارگیری روش علمی است ولی ما می توانیم دیدگاه خودمان را تو وبلاگمان بنویسیم و به روش علمی هم پای بند نباشیم! اصلا مثل همین دیدگاههای کارشناس که تو رادیو و تلویزیون و مجلات می بینیم!
قبل این که از شرایط «فیلم و سریالی که در/برای جمهوری اسلامی ایران تولید می شود» چیزی بگوییم، بهتر است همین جا همین رو بگویم که: اگر فیلم و سریال برای مخاطب ساخته می شود (که می شود!) همین که مورد پسند مخاطب و بیننده قرار گرفت، برای موفقیت فیلم کافیست. به این معنا که همین که «یوسف پیامبر» فرج الله سلحشور، یا «اخراجی ها»ی مسعود ده نمکی با استقبال گسترده ااخراجی های مسعود ده نمکیی مواجه می شوند، آنها باید موفق نامیده شوند، نه فاجعه. اگر این فیلم و سریالها رضایت منتقدان را به دست نمی آورند، یا به اصول حرفه ای گری پایبند نیستند و صرفا از دورهم قرار گرفتن چند فریم پدید آمده باشند(!)؛ وقتی رضایت مخاطبان را به دست آوردند، اینجا (شاید) باید تئوری های نقد فیلم و اصول حرفه ای گری را دور انداخت، نه این که به فیلم ایراد گرفت! هیچ کس نمی تواند تضمین کند که اگر اخراجی ها را یک کارگردان (آشنا با اصول و ظرائف) می ساخت، این همه فروش می کرد. کما این که هیچ فیلمی تا کنون چنین فروشی نداشته است. شاید هم رعایت قواعد کارگردانی در فیلم و سریال به افزایش استقبال از آن منجر شود، ولی نبود آن مشکل مهمی نیست.
نکته مهمی که فیلم و سریالهای انقلاب اسلامی ایران باید داشته باشند، این است که «گل به خودی» نباشند! (به تعبیر آقای سید مجید امامی، ما در جشنواره فیلم فجر، با این فیلم ها به خودمان گل می زنیم.) فیلم ها و سریالهایی که خواسته یا ناخواسته، حمله به ارزشهای انقلاب، اسلام و ایران هستند. فیلم و سریال در/برای جامعه اسلامی ایران باید به نحوی در خدمت جامعه باشد. خوبی کارهای خوب و بدی کارهای بد رو ترسیم کنه، جامعه رو یک گام به جلو ببره. مثلا اگر فیلم و سریالی به مخاطبش القا کرد که اعتیاد بده، اسراف بده، این فیلم در خدمت جامعه است.
البته این ها انتظارات حداقلی و در حد واجبات است که متاسفانه نه صدا و سیما و نه سینمای ما هیچ کدام به آن پای بند نیستند! به نظر می رسد، که فیلم و سریال انقلابی آن است که الگوی اسلام انقلابی، اسلام همه جانبه، اسلام پابرهنه ها، اسلام امام روح الله، اسلام انقلاب ایران، رو به جهانیان نشون بده. (اون قبلی ها صرافا مسئولیت اجتماعی رسانه است که خوبی و بدی رو ترسیم کنه.)
خب، با این بیان، موضع خودمون رو در قبال خیلی چیزها، ولو مختصر، بیان کردیم:
1. فیلم و سریال باید در خدمت جامعه باشه، (و چه بهتر که در راستای تبیین اسلام انقلاب ایران باشه.)
2. استقبال مخاطب خیلی خوبه ولی وقتی در راستای خدمت به جامعه نیست، (آقای صدا و سیما!) نه تنها هیچ ارزشی ندارد، مضر هم هست! (چرخه تنزل ارزشها)
3. به قول شاعر، «عشق ما سینمای ده نمکی است». حرفهای اسلام انقلاب ایران  که با استقبال هم مواجه می شود. به یاد سید شهیدان اهل قلم، سید مرتضی آوینی که به کارگردانان جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی، کارگردانان اسلام انقلاب ایران، گفت: «براداران، خسته نباشید!» (آینه جادو، جلد دوم) ما هم به مسعود ده نمکی، فرج الله سلحشور و ... می گوییم: برادران خسته نباشید! دمتان گرم!