تبلیغات
...پاورقی فرهنگ و ارتباطات

...پاورقی فرهنگ و ارتباطات

حرف‌های زده نشده در حوزه معارف اسلامی، دین، حکومت (سیاست‌گذاری عمومی)، جامعه اسلامی، فرهنگ و ارتباطات

جمعه 15 بهمن 1395

  • تجربه‌نگاری یکی از دانش‌آموختگان رشته فرهنگ و ارتباطات دانشگاه امام صادق علیه‌اسلام از تلاشش برای استخدام به عنوان یک معلم آموزش و پرورش و ناکامی‌اش به خاطر بی‌اعتباری مدرک تحصیلی!
  • تصور می‌شود دانش‌آموختگان دانشگاه امام صادق علیه‌السلام فقط کافیست درس‌شان تمام شود تا بروند سر کار! در حالی که این‌طور نیست. این مسئله در رشته معارف اسلامی و فرهنگ و ارتباطات که به اختصار فرهنگ و ارتباطات نامیده می‌شود،‌ جدی‌تر هم هست. البته مشکل به همین قضیه محدود نمی‌شود.
  •  یادداشت زیر را دوست عزیزم حامد سجادی در گروه کاریابی رشته فرهنگ و ارتباطات ارسال کرده است و به جهت اهمیت موضوع، این‌جا بازنشر می‌شود. این موضوع از جهت توهم‌زدایی از خانواده‌های داوطلبان جدید تحصیل در دانشگاه امام صادق علیه‌السلام هم حائز اهمیت است.

   تجربه‌نگاری مصاحبه استخدامی و بحران مدرک فرهنگ و ارتباطات

   1... با توجه به دیر رسیدن کارت پایان خدمت فرصت ثبت‌نام در آزمون استخدامی خدمات کشور میسر نشد و در آخرین لحظات اقدام به ثبت‌نام در آزمون استخدامی آموزش و پرورش نمودم.

در حین ثبت‌نام متوجه شدم اگرچه رشته معارف اسلامی و فرهنگ و ارتباطات دارای کد مشخص شده برای سیستم است (یعنی در سامانه سنجش چنین رشته‌ای موجود است) اما این رشته زیرگروه هیچ رشته دیگر و هیچ شاخه دیگری محسوب نمی‌شود؛ 
بنابراین در رشته‌هایی نظیر دبیری علوم اجتماعی که رشته‌هایی نظیر جامعه‌شناسی، علوم ارتباطات اجتماعی، مددکاری اجتماعی، انسان‌شناسی و .... امکان حضور داشتند، این رشته اساساً به عنوان عضوی از شاخه علوم اجتماعی محسوب نمی‌شد! و سیستم با ثبت آن پیغام خطا می‌داد.

 به‌ناچار رشته را علوم ارتباطات ثبت کردم و در بخش گرایش عنوان کامل رشته همراه با گرایش را نوشتم! تا کارت ورود به جلسه بگیرم.

   2... روز آزمون همزمان با آزمون استخدامی سایر دستگاه‌ها بود؛ بدون فرصت مطالعه پیشین در آزمون شرکت کردم؛ سطح سؤالات خوب و البته کمی پیشرفته بود اما با توجه به رقبا، دانش قبلی و احتمالاً اقبال و شانس جزء رتبه‌های اول استان در شاخه «دبیری علوم اجتماعی» شدم!

 لازم به ذکر است که کل ماجرا سر استخدام شدن مجموعا 7-8 نفر در کل استان بود!  

 ....و اما روز مصاحبه...  

در محل مصاحبه حاضر شدم و در حین انتظار برای ورود به جهت بررسی مدارک با سایر افراد نیز آشنا شدم.

 (چند نفر را دیدم که در گوشه‌ای جمع شده‌اند و در حال مرور سریع  و همراه استرس جزواتی هستند؛ نگاهی که انداختم، نام هابرماس و مارکسیسم ساختارگرا و ایدالیسم هگلی و... را در بالای هر برگ از سررسید مذکور دیدم!) 

سایر رقبای خودم را هم برای آن تک پست معلمی در شهرستان -که از پیش مشخص نموده بودم- شناختم؛ افراد مؤدب و خوش‌برخوردی که در رشته جامعه‌شناسی و مردم‌شناسی در شهرستان‌های تابعه و بعضاً محروم استان با حداقل امکانات آموزشی تحصیل کرده بودند و بدون ادعا منتظر اقبال خود بودند. 

در مجموع کلی با هم رفیق شدیم و خوش گذشت!  

 گزینش در سه بخش «بررسی مشخصات و مدارک»، «معاینه عمومی پزشکی» و «مصاحبه عمومی و تخصصی» انجام می شد.

   در قالب نفرات شماره 40-50 وارد سالن برای بررسی مدارک شدم؛ چیزی شبیه میزهای متعدد بررسی تعرفه‌های رأی‌گیری در انتخابات؛ پس از بررسی مدارک هویتی در میز اول دوم اثبات آن که من هیچ نسبتی با خانواده ایثار گران ندارم! (گرچه عمویم شهید شده است.)
 به میز بررسی مدرک تحصیلی دانشگاهی رسیدم.

 ✋✋✋✋ سایر دوستان پیام نوری و آزادی و علمی کاربردی با همان سرعت معمول از این میز هم گذشتند و پس از تکمیل پرونده به بخش معاینه پزشکی ارجاع شدند اما مسئول میز پرونده من را با مکث قابل ملاحظه‌ای بررسی کرد و با تعجب به من گفت:
 این اسم رشته شماست؟ 
- گفتم: آره مگه چشه؟! 
گفت: کمی بلند نیست؟ 
«معارف اسلامی
 و
 فرهنگ
 و 
 ارتباطات
 گرایش مطالعات سیاستگذاری»
  بعد چه ربطی به دبیری علوم اجتماعی داره؟ باید بررسی بشه!  

این مکث به حدود 15 دقیقه رسید؛ پس از آن، پرونده به مسئول گزینش کل استان ارجاع شد و برحسب تصادف آقای بزرگمهر به‌عنوان یکی از مدیران اصلی وزارت‌خانه در امر گزینش در حال بازدید و بررسی مشکلات بود.  

پس از ارجاع و کلی معطلی پاسخی که از آقای بزرگمهر شنیدم، این بود که

 این رشته در جلسه‌ای که توسط نماینده سازمان سنجش و وزارت علوم داشتیم، به عنوان زیرمجموعه علوم اجتماعی و علوم ارتباطات اجتماعی ثبت نشده است و بر این اساس، دلیلی برای پذیرش شما وچود ندارد چون اساساً رشته «غیرمرتبط» با علوم اجتماعی محسوب می‌شود! 

 هنگامی که دفترچه پذیرش دکتری 95 سنجش را که در آن در بخش علوم ارتباطات  دو رشته علوم ارتباطات و فرهنگ و ارتباطات را به صورت توأم در مقطع دکتری ذکر شده بود، به وی نشان دادم، در پاسخ گفت:

 اولاً ملاک عمل ما دفترچه ثبت شده توسط سازمان سنجش و امور استخدامی است؛ 
ثانیاً لفظ دقیق ثبت شده علوم ارتباطات اجتماعی و حتی علوم ارتباطات هم کفایت نمی‌کند؛ چه رسد که این رشته زیر مجموعه آن است 
و ثالثاً آن که در مقابل برخی رشته‌های نظیر جامعه‌شناسی ثبت شده است (همه گرایش‌ها) اما در مقابل علوم ارتباطات چیزی ثبت نشده است! 
بنابراین حتی اگر این موضوع را بپذیرم، مسئولان مربوط، هویتی برای این رشته به‌عنوان گرایشی از علوم ارتباطات قائل نشده‌اند! 
و در مجموع پذیرش شما علاوه بر آن مشکلی از شما را رفع نمی‌کند و در نهایت در هنگام ثبت به عنوان استخدام دولتی به مشکلی بر می‌خورید، توبیخ و بازخواست نیز از همکاران من را نیز در پی دارد! 
 و تمام!✋✋ 

 پ ن1: بر این اساس بنده به دلیل عدم اعتبار مدرک در همان میز دوم ماندم و طی هفته آینده فردی جهت مصاحبه جایگزین می شود.

 پ ن2: هنگامی که از دانشگاه فرهنگیان خارج می‌شدم، سایر رفقای علوم اجتماعی پیام نوری و آزاد را دیدم که مصاحبه را نیز تمام کرده بودند و تقریباً راضی بودند.

پ ن 3: بندی در صفحه سوم دفترچه سازمان سنجش ذکر شده است که امیدوارم در دفترچه پذیرش استخدامی خدمات کشور نباشد و آن این است که اگر مدرک مقطع کارشناسی شما غیر مرتبط شناخته شود، شما حتی در صورت دارا بودن مدارک بالاتر مرتبط، قادر به احراز صلاحیت نیستید! نمونه آن فردی در روز مصاحبه با وجود کارشناسی ارشد روانشناسی از تهران و سابقه تدریس دانشگاهی به دلیل مهندسی بودن مدرک کارشناسی مورد مصاحبه قرار نگرفت و این یعنی مشکل اعتبار رشته در صورت عدم اصلاح اساس، قابل حل نیست مگر با شرکت مجدد در کنکور کارشناسی!   

 موفق باشید!  

  • نظرات() 
  • جمعه 24 دی 1395

    http://ezdevajtalayi.blog.ir
    در قسمت معرفی این وبلاگ می‌خوانید:

    مهمترین وظیفه در زندگی انسان خود شناسی است . زیرا انسانی که خود را بشناسد خدای خود را شناخته است. 

    مهم‌تر از انسان شناسی جامعه شناسی است زیرا با جامعه شناسی از مرحله شناخت فرد انسان عبور کرده و به شناخت نوع انسان میرسیم. نوع انسان با شناخت خود به توحید و یگانگی دست میازد. 

    زوجیت در نظام اجتماعی مسیر یگانگی است. انسان از طریق زوجیت دو نمیشود بلکه یک میشود و ریشه نظامات عالم بر اساس زوجیت است چرا که نزدیک ترین عدد به یک دو است.

    من شهاب هستم. در این وبلاگ تلاش دارم تا با نگرشی جدید به جامعه و هسته مرکزی آن یعنی خانواده و محور وحدت جامعه یعنی زوجیت گمشده های یک جامعه آرمانی که عدالت و آزدی و امنیت و تربیت و رشد در آن موج میزند را تبیین نمایم.

    با تمام تلخی های جامعه امروز صبح امید و بسیار بسیار بسیار نزدیک است. ناملایمات جامعه بسیار گسترده ولی کم عمق است . و با ظهور کلمه حق مانند پوسته ای نازک در هم میشکند.

    محور تحولات در عالم ولایت ، تربیت ، زوجیت و اقتصاد است .به این معنا که نظام اقتصادی بر اساس نظام زوجیت ، نظام زوجیت بر اساس نظام تربیت و نظام تربیت بر اساس نظام ولایت بنا نهاده شده...

  • نظرات() 
  • دوشنبه 22 آذر 1395

    روایتی کارگردان مشهدی از حضور در میان طالبان
    طالبان "گروه تکفیری" نیست؛ طالبانی‌ها "دیپلمات" شده‌اند/ طالبان ایران را قبول دارد

    ◀️محسن اسلام‌زاده صبح‌امروز در نشست اکران و نقد و بررسی مستند «تنها میان طالبان» که در محل فرهنگسرای فناوری و رسانه مشهد برگزار شد، اظهار داشت: نخستین‌بار سال 1390 به افغانستان سفر کردم و پیش از آن با تنها بازمانده حادثه‌‌ای که برای  دیپلمات‌های ما در مزارشریف پیش آماده بود، دیدار داشتم.

    ◀️اسلام‌زاده ادامه داد: طالبان دارای یک تشکیلات قوی است و شاید دیواری دور من ایجاد کردند که آنچه می‌خواهند را ببینم اما یکی از مسائلی که به آن رسیدیم این بود که طالبان یک گروه تکفیری نیست.

    ◀️کارگردان مستند «تنها میان طالبان» در پاسخ به این نظر که این مستند قصد تطهیر طالبان را دارد، گفت: این درست نیست؛ در واقع این فیلم یک اعتراض رسانه‌ای است که می‌گوید باید طالبان را جدی بگیریم و خارج از تطهیر یا محکوم‌کردن یک جریان باید به شناخت برسیم.  با دیدن مستند تنها میان طالبان، بیننده باید به عقایدی که تا به حال به طالبان داشته شک کند. 
     http://tn.ai/1257235
    این مطلب در کانال پاورقی: https://telegram.me/pavaraqi/786
    • افغانستان را درست بشناسیم!
    • اهالی رسانه و سیاست، بسیاری از واقعیت‌ها را به اشتباه منتقل می‌کنند؛ حال آن‌که واقعیت چیز دیگری است.

  • نظرات() 
  • دوشنبه 22 آذر 1395

    انتخاب رشته دانشگاه امام صادق علیه السلام در مقطع دکتری به چه کسانی پیشنهاد نمی‌شود؟

    سه شرط خاص دانشگاه ما برای جذب دانشجوی دکتری:
    1- زبان  عمومی (تافل دکتری، یا تافل یا تولیمو)
    2- آزمون اسما (آزمون سراسری معارف اسلامی)
    3- گزینش و تحقیقات احراز صلاحیت مکتبی (انقلابی اسلامی)

    • شرط برخورداری از مدرک زبان عمومی (گواهی قبولی در آزمون زبان ورود به دکتری دانشگاه امام صادق علیه‌السلام) معمولا در موقع تصویب طرح رساله دکتری جدی می‌شود و قبل آن، چندان مطالبه نمی‌گردد. حداقل در مواردی برای برخی از دانشجویان  در گذشته چنین بوده است. دانشگاه امام صادق علیه‌السلام علاوه بر مدارک معتبر بین‌المللی، مدرک تولیموی سازمان سنجش و نیز مدارک آزمون زبان (موسوم به تافل دکتری) بسیاری از دانشگاه‌های کشور نظیر تهران،‌ مدرس و آزاد اسلامی را می‌پذیرد؛ البته با سقف نمره خاص خودش! (مثلا دانشگاه آزاد نمره قبولی را در آزمون ۵۰ اعلام می‌کند ولی دانشگاه ما می‌گوید که باید حداقل ۶۰ کسب کنید!) راستی، در مصاحبه شفاهی، آماده پاسخگویی به سؤالات انگلیسی (عمدتاً درباره کارهای قبلی خودتان یا طرح رساله دکتری خودتان) باشید؛ یعنی حداقل بتوانید چکیده پایان‌نامه ارشد را به انگلیسی توضیح بدهید.

    • شرط آزمون اسما، شرط مهم، جدی و متمایزکننده‌ای است. برخی از دانشجویان دانشگاه ما یا طلبه‌های حوزه علمیه هم نمی‌توانند در این آزمون دشوار (کتب شهید مطهری، 10 جز المیزان، قواعد عربی، فقه استدلالی و اصول فقه) قبول شوند. معمولا داشتن مدرک اسما برای ورود به دکتری لازم است و در این قضیه مهلت داده نمی‌شود. فکر می‌کنم در شرایط خاصی مثل سال 90 بعضی از دانشجویان دانشگاه بدون کسب گواهی قبولی در اسما وارد شدند و مدرک اسما را بعدا گرفتند. البته عبور از این سد نشدنی نیست و به ویژه‌های در سال‌های اخیر، افراد بسیاری از بیرون دانشگاه امام صادق علیه‌السلام توانسته‌اند در این آزمون موفق شوند. در فروشگاه داریم نقطه‌آی‌آر، برخی از فایل‌ها و نمونه‌سؤال‌هایی را که ممکن است برای داوطلبان این آزمون، مفید باشد، با قیمت ارزان به فروش می‌رسد و درآمد آن خرج امور خیریه می‌شود. (به عنوان مثال: نمونه سؤالات عربی)

    • شرط سوم: متأسفانه قبولی در گزینش، جدی‌ترین شرط است. بسیاری از نخبگان مذهبی ما به همین خاطر از ورود به دوره کارشناسی دانشگاه هم بازمانده‌اند. سوابق اجتماعی فرهنگی سیاسی و گرایشات فکری و عقیدتی موضوعی است که دانشگاه هیچ‌گاه از آن نگذشته است. در مواردی گفته شده است که دانشجویان سابقا گزینش شده دانشگاه هم در گزینش مقطع دکتری رد شده‌اند! اخیرا نقص(!) در سوابق عقیدتی و اجرایی باعث شده که دانشجویان در گروه‌های درجه ج و ب پذیرفته‌شوند و از این جهت، مشمول هزینه‌های دکتری دانشگاه بشوند. 
    اجمالاً اگر نکات منفی در سوابق پرونده شما وجود دارد، حتما بی‌خیال این دانشگاه شوید و آبروی خودتان را حفظ کنید! 

    جالب است بدانید که 
    زنان نیز می‌توانند در مقطع دکتری در کلاس مختلط در دانشگاه واحد برادران شرکت کنند. (مثلاً 2 نفر خانم و سه نفر آقا در یک کلاس). چنین موردی ظاهرا تنها یک بار برای مورد خاص اتفاق افتاده است و بعد از آن هم البته با تغییراتی مشاهده شد. بنابراین تقریبا می‌توان گفت زنان نمی‌توانند در دانشگاه امام صادق علیه‌السلام دکتری بخوانند!

    وارد خواهران دوره دکتری مدیریت آموزشی را ویژه خواهران و در محل همان واحد (بدون برادران) برگزار می‌کند.
    این سال‌ها هم دوباره امتحان تخصصی هر دانشگاه رایج شده است. در امتحان تخصصی کتبی دانشگاه امام صادق علیه‌السلام درس فرهنگ و ارتباطات در اسلام نیز وجود دارد! گاهی درس سیاستگذاری هم به عنوان یکی از مواد امتحانی مهم می‌شود که شامل بحث‌های مدیریتی (تصمیم‌گیری) و سیاستگذاری عمومی است.


    با توجه به فوت آیت‌الله مهدوی رئیس مادام‌العمر دانشگاه امام صادق علیه‌السلام و نیز عنایت به روند سال‌های اخیر دانشگاه،‌ به ویژه شیوه مدیریتی رئیس جدید دانشگاه (دکتر محمدسعید مهدوی کنی را بیش‌تر بشناسید!) و نیز مسئولیت‌پذیری‌های اعضای محترم هیئت امنا در امور دانشگاه(!)، تحصیل در مقطع دکتری این دانشگاه به هیچ وجه به کسی پیشنهاد نمی‌شود. حقیر و بسیاری از دوستانم پشیمانیم و نامه‌های اعتراضی چندی نیز نوشته‌ایم ولی گوش شنوایی نیست.

    برخی فایل‌های مورد نیاز و پیشنهادی:
    عمومی:
    دکتر محمدسعید مهدوی کنی را بیش‌تر بشناسید!
    تعهد محضری دانشجویان دکتری دانشگاه امام صادق علیه‌السلام (متن تعهد ممکن است در سال‌های مختلف تغییرات جزیی بکند!)




    اسما:




    آخرین ویرایش این مطلب: آذر ۱۳۹۵

  • نظرات() 
  • یکشنبه 21 آذر 1395

    http://www.googleshirazi.com/

    Google - گوگل شیرازی
    گوگل با لهجه شیرین #شیرازی
    حالو خیلی واجبه؟!
    خَعله خُب کاکو، بیشین تا یکم بگردم بیبینم چیطو میشه ولی قولت نمیدما!

  • نظرات() 
  • جمعه 30 مهر 1395

    «محمدرضا کوه‌کن»، دانشجوی دوره دهم رشته معارف اسلامی و فرهنگ و ارتباطات دانشگاه امام صادق علیه‌السلام از شهر مقدس قم است.

    خوش‌ذوق و هنرمند است. او مثل بسیاری از امام‌صادقی‌ها، تجربیات خوبی از کار تشکیلاتی در بسیج دانشجویی دانشگاه امام صادق علیه‌السلام به دست آورده است.

    مدتی است در حوزه بین‌الملل و جهان اسلام، آرمان صدور انقلاب را پی‌گیری می‌کند. شاید هر شب دهه اول محرم امسال در غرفه جهان اسلام #هیئت_بسیج_دانشجویی_دانشگاه_امام_صادق (#میثاق_با_شهدا) ثمره بخشی از تلاش‌های او و هم‌راهانش را در دعوت از فعالان انقلابی کشورهای دیگر دیده باشید؛ جوانانی که به سؤالات عزاداران حسینی از وضعیت انقلاب در کشورهای خود می‌گفتند.

    او این روزها نارنجکش را به مرجعی برای فعالان فرهنگی عرصه تشیکلات انقلابی تبدیل کرده است و با رسانه‌های کوچک و اثرگذار خود در تبیین گفتمان انقلاب اسلامی می‌کوشد. 

    خدا خیرش دهاد!

    @Narenjak_ir
    #جوان_مؤمن_انقلابی_جهادی
    https://telegram.me/joinchat/BHxTBT0J2G48AwsmBwws9A
    @Pavaraqi

  • نظرات() 
  • چهارشنبه 28 مهر 1395

    سطح دغدغه حجت‌الاسلام دکتر محمدسعید مهدوی کنی به عنوان رئیس دانشگاه
    حجت‌الاسلام دکتر محمدسعید مهدوی کنی رئیس دانشگاه امام صادق علیه‌السلام علی‌رغم ۳۴ سال زندگی دانشگاهی در دانشگاه امام صادق علیه‌السلام به عنوان دانشجو و سپس عضو هیئت علمی، تنها یک مقاله علمی پژوهشی (آن هم به صورت دو اسمی و با مشارکت دانشجو) دارد. 

    دخالت‌های بی‌جا و حساسیت‌های بی‌مورد رئیس دانشگاه، موجبات طنز و تمسخر جایگاه ریاست دانشگاه امام صادق علیه‌السلام در میان افواه دانشجویان و شبکه‌های اجتماعی شده است. دانشجویان دل‌سوز و انقلابی این دانشگاه بارها اعتراض خود را نسبت به این‌که چرا متولیان دانشگاه امام صادق علیه‌السلام،‌ حرمت این امامزاده را نگاه نمی‌دارند، ابراز کرده‌اند.

    این نامه و نظایر آن نشان می‌دهد که قرار دادن چنین فردی در موضع ریاست دانشگاه، سبب نمی‌شود که او به مسائل علمی و اهداف کلان و بلند دانشگاه بیندیشد. تنها شأن ریاست دانشگاه امام صادق علیه‌السلام که روزگاری فقیهی بصیر و سیاست‌مداری صادق بر آن تکیه زده بود، پایین آمده است و عواقب و تبعات این تنزل و بس!

    در همین جا به جاست دومین سالگرد ارتحال پدر ایشان، مرحوم فقیه بصیر آیت‌الله محمدرضا مهدوی کنی، رئیس سابق دانشگاه امام صادق علیه‌السلام را تسلیت بگویم. یادی کنم از او که چه هوشمندانه پیش‌بینی کرده بود بعد از فوتش، دانشگاه راه به مسیر دیگری می‌برند. او نگران بود بعد از فوتش این‌ها دانشگاه را تبدیل به دانشگاه آزاد و پیام نور می‌کنند. دانشگاه را پولی می‌کنند و می‌گویند که [آیت‌الله] مهدوی نمی‌توانست اداره کند. او با مقایسه بحث «علم و تربیت» با «مدرک» می‌گفت که من اگر بخواهم می‌توانم ده هزار تا دانشجوی پولی بگیرم ولی علم و تربیت با پول نمی‌شود.

    @pavaraqi

  • نظرات() 
  • جمعه 16 مهر 1395

    [بازارسال از کانال تلگرامی @pavaraqi]
    با توجه به برخی واکنش‌های اولیه نسبت به یادداشت قبلی (حسینیه ۱۰۰ هزار نفری)؛

    اصل مسئله که نویسنده نگران آن است،‌ انحراف اذهان از «اصل مسئله» است. اصل مسئله شب عاشورا شادی احتمالی برخی تماشاچیان (به قول خودشان تماشاگرنما) است یا عزاداری برای اصلاح جامعه؟
    هم‌چنین نویسنده با شناختی که مسئولان فرهنگی و مسئولان پایگاه‌های بسیج دارد این احتمال را جدی می‌داند که برخی به جای پرداختن به عزاداری، از سر انجام واجب و تکلیف بروند و در ورزشگاه یک بحران جدی راه بیندازند.
    نویسنده خود در هیئت‌ها و با ذکر «یا حسین» بزرگ شده است ولی از بازی خوردن بسیجی‌ها با این ذکر در ورزشگاه نگران است.


    نویسنده بیش از آن‌که مسئله همیشگی یعنی انحراف اذهان توسط رسانه‌ها باشد، نگران دخالت همیشگی عده‌ای فرهنگ‌نشناس در امور فرهنگی است. نویسنده با بزرگ‌ترین صاحب‌نظران سیاست‌گذاری فرهنگی در دانشگاه امام صادق کلاس درس داشته‌است. او با قاطعیت می‌گوید این‌گونه دخالت‌ها جاهلانه است و نتایج خوبی ندارد.


    راستش نویسنده اصلاً نگران اتفاقات ورزشگاه نیست. نویسنده نگران آن‌هایی است که به هیئات و مساجد می‌روند. نویسنده با استاد پناهیان موافق است که گریه‌های عزاداران حقیقی نیست؛ چرا که اثر ندارد و این امام حسین هیئت‌ها جامعه را اصلاح نمی‌کند. نویسنده نگران است که خدا عزاداری نکردن آن هیئتی‌هایی را که به ورزشگاه رفتند، بپذیرد و عزاداری مایی که در هیئت ماندیم و برای امام حسین ذهن‌مان سینه زدیم، نپذیرد.

    @pavaraqi

  • نظرات() 
  • پنجشنبه 15 مهر 1395

    [باز ارسال از کانال پاورقی؛ حمید درویشی شاهکلائی]
    حسینیه ۱۰۰ هزار نفری؟!

    ایران و کره در شب عاشورا مسابقه فوتبال دارند. رسانه‌ها و سیاسی‌ها این‌قدر به این قضیه پرداخته‌اند که همه از آن آگاهی یافته‌اند. کم‌تر به مسابقات فوتبال در این سطح و این کیفیت توجه می‌شود. نظریه برجسته‌سازی می‌گوید مهم نیست که نظر مردم دراین‌باره چیست و چه تغییری می‌کند، مهم این است که مردم به این قضیه فکر می‌کنند و برگزاری مسابقه برایشان می‌شود یک مسئله.

    برگزاری مسابقه فوتبال که حرام نیست؛ لوازم آن ممکن است به حرام بینجامد. مثلاً ایران، بازی را ببرد و عده‌ای از تماشاچیان بدون توجه به حرمت شادی در این ایام، کارناوال شادی در شهر راه بیندازند! 

    اگر این‌قدر برای این بازی،‌ تبلیغ نمی‌کردند، چند نفر به ورزشگاه می‌آمدند؟ مثلا ۳۰ تا ۴۰ هزار نفر. (چندسالی است که خبری از ورزشگاه ۱۲۰ هزار نفره آزادی نیست. اصلاً پس از بازسازی، ظرفیت ورزشگاه شد ۸۵هزار صندلی.) 

    بسیاری از تماشاچیان معمول فوتبال،‌ خودشان از میان‌داران و نفرات اصلی هیئات حسینی هستند. این‌ها وقتی به ورزشگاه‌ بیایند، خودشان جو را مدیریت می‌کنند. نیازی به هیچ‌گونه برنامه‌ریزی و سیاست‌گذاری خاصی نیست. چرا به مردم اعتماد نداریم؟ 

    برخی چنان می‌گویند حسینیه ۱۰۰ هزار نفری که گویا باید ورزشگاه پر شود از عزاداران حسینی! عزادار امام حسین، جایش در هیئت و مسجد است، نه در ورزشگاه آزادی. حالا اگر فردی،‌ تکلیفش را این‌طور تشخیص داد که برود در ورزشگاه، می‌رود و نیازی به توصیه‌های سیاست‌گذارانه نیست.

    ۱۰۰ هزار نفر در بین جمعیت چندمیلیونی تهران، عددی نیست ولی ورزشگاه آزادی این‌قدر مخاطب ثابت ندارد. می‌ترسم چند روز دیگر بچه‌های بسیجی را سازمان‌دهی کنند و بفرستند ورزشگاه و بگویند تکلیف شماست که با فریادهای یا حسین،‌ حرمت این ماه را حفظ کنید!

    من ورزشگاه آزادی رفته‌ام. همان‌هایی که با صدای بلند توهین می‌کنند، مرام و معرفت سرشان می‌شود. از غیرت‌مندی‌شان است که توهین می‌کنند به بازیکن، مربی یا داور. آن‌ها حرمت ارباب را نمی‌شکنند. این‌ها که در گرما و سرما برای حمایت از تیم ملی کشورمان به ورزشگاه می‌آیند،‌ سرمایه‌های کشورند. این‌ها به نسبت دهه ۷۰ به یک‌سوم یا خوش‌بینانه به یک‌دوم رسیده‌اند. این چند ده‌هزار نفر باقی‌مانده را به بحران تبدیل نکنیم. شب عاشورا بی‌شک چندمیلیون نفر در مساجد و حسینیه‌های تهران مشغول عزاداری‌اند. کاری به این چندده‌هزار نفری که برای حمایت از تیم ملی به ورزشگاه می‌روند، نداشته باشیم.

    بهتر بود فدراسیون فوتبال یا وزارت خارجه و شورای عالی امنیت ملی تدبیر می‌اندیشند و با دیپلماسی ورزشی، کاری می‌کردند و به نتیجه مطلوبی می‌رسیدند. حالا که کم‌کاری کردند یا نتوانستند به نتیجه مطلوب برسند، نباید رسانه‌ها این موضوع ساده را به یک بحران امنیتی تبدیل کنند. 
    @pavaraqi

  • نظرات() 
  • چهارشنبه 14 مهر 1395

    دسته روزانه هیئت میثاق خیلی باصفاست؛ دسته سنتی عزاداری.
    دودمه متناسب با هر روز دهه در دو دسته کوچک؛ عمدتا هم تنها با حضور دانشجویان انجام می‌شود. پیش‌ترها استادان دانشگاه امام صادق علیه‌السلام بیش‌تر در این تعظیم شعائر اسلامی شرکت می‌کردند، اما به نظر می‌رسد این اواخر کم‌توفیق شده‌اند. 

    راستی، معمولاً جمعیت کل دسته به صد نفر هم نمی‌رسد. اما خلوص و صفای عجیبی دارد. 

    دسته‌روی از کنار شهدای گمنام دانشگاه امام صادق علیه‌السلام شروع می‌شود تا مزار شهدای گمنام مسجد قدس (چهارراه). یک روضه‌خوانی مختصری هم آن‌جا می‌شود و دسته در دو صف با سینه‌زنی به دانشگاه بر می‌گردد؛ چای داغ مجلس ارباب آن‌جاست!

    در طول مسیر،‌ آن‌جایی که از کنار خانه‌های مردم رد می‌شود، بلندگو به کناری گذاشته می‌شود و تنها صدای حنجره‌های عزاداران حسینی است که به گوش می‌رسد.

    تاسوعا و عاشورا که می‌شود،‌ دسته صبح حرکت می‌کند و تا میدان شهید طهرانی‌مقدم می‌رود. البته آن روز دیگر دسته نیست، به راهپیمایی و تجمع بیش‌تر شبیه است؛ از بس حضور چندده‌هزارنفره عزاداران گسترده است.

    دسته‌روی روزانه تقریبا ۴۵ دقیقه زمان می‌برد. کمی بعد از ساعت ۱۳ شروع می‌شود و قبل از ساعت ۱۴ هم تمام می‌شود تا دانشجویان به برنامه‌های کلاسی خود برسند.

    یارب از دل‌های ما مهر و محبت را مگیر
    این تجمع این توسل این عبادت را مگیر

    @pavaraqi

  • نظرات() 
  • سه شنبه 13 مهر 1395

    #خبر
    هفتمین نشست از سلسله نشست‌های ارتباطات صدرایی با عنوان «بررسی تأثیر نگاه معناشناسانه صدرایی در نظریه فرهنگ و ارتباطات؛ چیستی و هستی فرهنگ و ارتباطات»  ۱۴ مهر ۱۳۹۵ از ساعت ۱۳ تا ۱۵ در پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات  برگزار می‏ شود.

    در این نشست که به همت پژوهشکدۀ ارتباطات پژوهشگاه برگزار می شود، «هامون سلامتی»، دانش ‏آموخته رشته معارف اسلامی و فرهنگ و ارتباطات درباره «معناشناسی»، «معناشناسی صداریی»، «چیستی و هستی فرهنگ و ارتباطات» و «روابط میان فرهنگ و ارتباطات» سخنرانی خواهد کرد.

    حضور پژوهشگران و علاقه‌مندان در این نشست آزاد است.

    #نکته: هامون سلامتی، دوست و برادر عزیز من در دانشگاه امام صادق علیه‌السلام،‌ دانشجوی پُرتوان و بااستعدادی است که با پشتکار شخصی خود توانسته «باسواد» شود. حوزه علاقه او، بر پایه علوم عقلی است که در دانشکده ما که حتی یک واحد فلسفه یا فلسفه اسلامی در آن تدریس نمی‌شود!
    #نکته۲: درس مهم هامون سلامتی برای همه دانشجویان سال‌پایینی دانشگاه امام صادق علیه‌السلام روشن است؛ خودتان باید حرکت کنید.
    @pavaraqi

  • نظرات() 
  • یکشنبه 11 مهر 1395

    ✅محرم را دست‌کم نگیریم!

    ۱-استعداد تربیتی دهه اول محرم خیلی بیش‌تر از ماه‌های دیگر، حتی بیش‌تر از شب‌های قدر ماه رمضان و روز عرفه است. تحول و تغییری که محرم می‌تواند ایجاد کند اصلاً قابل مقایسه با دیگر ماه‌ها و روزهای سال نیست. شما نگاه کنید ببینید ثواب گریه کردن برای دعای ابوحمزه ثمالی در شب‌های قدر چه‌قدر است؟ ثواب و اثر قرآن به سر کردن چه‌قدر است؟ به‌به! خوشا به سعادت کسانی که در شب‌های قدر و عرفه بار یک‌سال خود را می‌بندند! اما حالا آن‌ را مقایسه کنید با گریه کردن برای اباعبدالله. می‌بینید هیچ چیزی با روضه مجالس سیدالشهدا برابری نمی‌کند.

    ۲-اما مشکل کجاست؟ چرا محرم می‌آید و می‌رود ما تغییری نمی‌کنیم؟ چرا با بال‌های محرم اوج نمی‌گیریم؟ چه‌چیزی نمی‌گذارد ما آدم بهتری بشویم؟ چه‌چیزی باعث می‌شود محرم بیاید و برود، ولی جامعه ما تغییر خاصی نکند؟ بله، تاسوعا و عاشورا مردم با هم مهربان‌تر هستند، بوی معنویت در شهرها و روستاهای ما منتشر است و نسیم سبز حسینی وزیدن دارد؛ اما همین فضای حداقلی هم دوام ندارد. چرا؟

    ۳-امام خمینی گفت ما هرچه داریم، از محرم داریم. اگر این جمله را اعتباری بخوانیم، باید بگوییم هر چه می‌خواهیم باید از محرم داشته باشیم و اصولاً محرم این ظرفیت را دارد تا هرچه می‌خواهیم، داشته باشد و به ما بدهد. آری! باز هم مشکل از ماست! محرم همان محرم است.

    ۴-فکر می‌کنم مشکل از ماست که توقع و انتظارمان را از محرم کم کرده‌ایم. واقعاً امید نداریم بعد از محرم، اقتصاد ما درست بشود، سیاست ما درست بشود، جامعه ما درست بشود،‌مردم ما،‌ مسئولان ما درست بشوند. حتی باور نداریم که خودمان هم بعد از محرم درست بشویم! قبول نداریم ۱۰ شب سینه‌زنی  و گوش کردن روضه، می‌تواند معجزه کند و ما را به آدم دیگری تبدیل کند. رابطه عاطفی اباعبدالله با علی‌اکبر در روضه‌ها می‌شنویم ولی رابطه خودمان را با فرزندمان درست نمی‌کنیم. روضه سه‌ساله هم نخواهد رفتارمان را با کودکان مسجد محله‌مان درست کند؛ سر آن‌ها هم داد خواهیم زد! همین است دیگر! باید انتظارات‌مان را بالا ببریم به جایی که باید و شاید.
    @Pavaraqi

  • نظرات() 
    • تعداد صفحات :49
    • 1  
    • 2  
    • 3  
    • 4  
    • 5  
    • 6  
    • 7  
    • ...  

    لینکدونی

    filesell درباره من و وبلاگم

    آخرین مطالب



    آمار وبلاگ

    • کل بازدید :
    • بازدید امروز :
    • بازدید دیروز :
    • بازدید این ماه :
    • بازدید ماه قبل :
    • تعداد کل مطالب :
    • آخرین بازدید :
    • آخرین روزآمد :

    اَبر برچسب‌ها